المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
263
مروج الذهب ( فارسى )
گفت : « اى پادشاه من همه مطلب را در دوازده كلمه براى تو خلاصه ميكنيم » گفت « بگو » گفت « نخست ترس از خدا در شهوت و رغبت و ترس و خشم و هوس و ميبايد در همه اين موارد خدا نه خلق را منظور داشته باشى دوم راستى در گفتار و كردار و وفا بوعده و شرط و عهد و پيمان سوم مشورت با علما در حادثات امور چهارم احترام علما و اشراف و مرزداران و سرداران و دبيران و بندگان هر يك به قدر مراتبشان پنجم مراقبت قضات و تفتيش كار عمال باقتضاى عدالت و پاداش درستكار و كيفر بدكار ششم مراقبت زندانيان كه روزها در كارشان بنگرى و از وضع بدكار مطمئن شوى و بىگناه را رها كنى . هفتم مراقبت راهها و بازارها و نرخها و داد و ستدها هشتم حسن تاديب رعاياى مجرم و اجراى مجازاتها . نهم فراهم آوردن سلاح و لوازم جنگ دهم احترام فرزندان و كسان و خويشاوندان و تامل در مصالح آنها . يازدهم گماشتن مراقبان بدربندها تا حوادث بيمانگيز را پيش بينى كنند و پيش از وقوع علاج آن توان كرد دوازدهم مراقبت وزيران و بندگان و تعويض آنها كه نادرست يا ناتوانند . » انوشيروان فرمان داد تا اين سخنان را با طلا نوشتند و گفت « همه تدبير و سياستهاى شاهانه در اين گفتار جمع است . » از سخنان حكمت آميز انوشيروان كه بجا مانده اينست كه از او پرسيدند « گرانقدرترين گنجها كه هنگام حاجت سودمند افتد كدامست ؟ » گفت « نيكىاى كه پيش آزادگان سپرده باشى يا دانشى كه براى اعقاب واگذارى . » به انوشيروان گفتند « دراز عمرتر از همه مردم كيست ؟ » گفت « هر كه علمش بسيار باشد و اخلافش از او ادب آموزند يا نيكى فراوان كرده باشد كه اعقابش به دو شرف اندوزند » و هم انوشيروان گفته است « نعمت دادن لقاحى است كه سپاسگزارى از آن زايد و آنكه نعمت دهد راه سپاسدارى را براى سپاسگزار ميگشايد » و هم او گفته است « حريصان را بصف مردم امين ميار و دروغگويان را